ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
رمان خوندن
یه رمان جدید رو شروع کردم به خوندن با دو رمان قبلی که خوندم خیلی سبکش فرق میکنه اول اینکه تعداد صفحاتش که چندین برابره اوناست دوم اینکه زندگی چند نفر رو به تصویر میکشه سوم اینکه ... سومش خیلی سخته الان چیزی به ذهنم نمیزنه که بیانش کنم اما خیلی بیشتر وقتمو بش اختصاص میدم و اصلا این گذر زمان رو احساس نمیکنم نمیدونم دلیلش شاید نگارش خوب نویسنده ش باشه. با خوندن این رمان به این نتیجه رسیدم که چقد خودم رو از لذت و علمی که یه رمان میتونسته بهم بده محروم کردم واقعا خوندن رمان و اخت شدن با شرایط داستان لذت بخشه. قبلا حدود هفت سال پیش چن تا رمان خوندم نمیدونم اون رمانا جذاب نبودن ، من کم حوصله بودم یا سنخیتی با اون سن من نداشتن که یه خط در میون میخوندمشون و می خواستم زود تمامشون کنم الان که فکر میکنم فقط یه رمان پلیسی یادم میاد که اخرش چی شد بقیه رمانا فقط گوشه های کوچیکی ازشون رو به یاد دارم.