ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
دیروز داشتم با مامانم تلفنی حرف میزدم که وسط مکالمه گفت فردا تولدته، با خوشحالی تولدمو تبریک گفت
ساعت ۳۰دقیقه بامداد. کیک تولدمو آماده کردم ، نزاشتم یخچال ، الان تو قابلمه تو آشپزخونه است .
همسری تو آشپزخونه بغلم کرد و تولدمو تبریک گفت
چند ثانیه پیش که آنلاین شدم تا این متن رو تایپ کنم ، پیام دوست خوبم زهرا امیر صوفی رو دیدم ، ناخودآگاه لبخند زدم و انرژی گرفتم
من و رادین الان تنها در خونه هستیم
رادین پی پی کرده و من باید تنهایی تمیزش کنم بشورمش خوش کنم لوسیون بهش بزنم و دوباره لباس بپوشونم تنش
دوتایی با رادین خیلی خیلی خوش میگذره اما یکمم زحمت داره
ولی واقعاً از بودن با رادین لذت میبرم �دن پسرت که هر لحظه داره قد میکشه و تواناییهای جدیدی رو به دست میاره شیرین ه