برنامه زبان
اگه خیلی کار داشته باشم و وقتم کم باشه بازم میشه دو درس زبان رو تو یک ساعت خوند. واگه از امروز روزی دو درس بخونم تا تاریخ 2/03/92 کتاب oxford رو تمام میکنم. و اگه بتونم روزی 4 درس بخونم. 23/03/92 oxford رو تمام میکنم.
بعضی وقتا خوبه وقتی بهت میگن این کار رو انجام بده بگی من سعیمو میکنم اما قول نمیدم که نتیجه خوبی داشته باشم که بعدا شرمنده نشی.
اولین پروژه
عصر پروژه رو تحویل گرفتم و بهم گفتن فردا باید تحویلش بدم، من تا امروز این کار رو نکرده بودم واسه همین شب رو تا تونستم بیدار موندم و فقط سه ساعت خوابیدم نزدیکای ساعت 12 ظهر تقریبا به نتیجه نهایی نزدیک شدم ساعت نزدیکای چهار بود و من تصمیم گرفتم این دو ساعت اخر چیز جدیدی به پروژه اضافه نکنم گفتم هر چقد تونستم کافیه من که نمی تونم بیشتر از توانم کار ارائه بدم. خلاصه رفتم و پروژه رو تحویل دادم، مدیر پروژه نبود اما دو تا از همکارا که کار منو دیدن و با کار رقیبم مقایسه کردن خیلی ازم تعریف کردن و کارمو ستودن. خیلی خوشحال شدم با اینکه اون چیزی که میخواستم نشد اما نتیجه زحمتم رو دیدم. امیدوارم که مدیر پروژه هم که ببینه خوشش بیاد. ناگفته نماند که خیلی احساس شکست و ناتوانی داشتم اما سعی کردم بجنگم و با نتیجه خوبی که بدست آوردم به حقیقت این جمله پی بردم: در ناامیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است.
تازه نشستم بین دی و دی ام دنبال برنامه گوگل تالک میگشتم که چشمم خورد به یه بنر که با فلش ساخته شده متوجه شدم که این بنرا تو خیلی از پروژه ها استفاده میشده و من بی خبر بودم. هر چقد دنبال علم باشی ناخواسته هم که باشه با علم جدیدی رو برو میشی. عاشقتم دنیای اطلاعات.
امروز بهتر شده بودم راست میگن کار به ادم دیسیپلین میده زبان خوندم و تونستم به پروژهم افکت بدم اما هنوز نتونستم از فونت فارسی استفاده کنم.
زبان خوندم یکم داشتم با خستگی کار میکردم اما تمام درسایی که میخواستمو خوندم. هشت ساعت بعدشو فقط رو یه مسئله کار کردم (استفاده از فونت فارسی) و اخرای شب موفق شدم. به خودم گفتم احسنت مهندس، یاد شعار معروف خودم افتادم: مهندس ها یا راهی می یابند یا راهی میسازند.فعلا که یافتم ایشالله در اینده راه ها را خواهم ساخت. الانم ابجیم گفت میدونی GP مخفف چیه؟ منم امروز خوندمش گفتم general practitioner، وای چه حالی داد. امیدوارم در اینده همه کلمات رو یاد بگیریم.
حسادت
حسادت گناهه و من امروز این حس رو برای اولین بار درک کردم و اونم با دیدن یه کلیپ از جاستین بیبر ، برا خودم و اطرافیانم خیلی خنده دار بود با اینکه جاستین بیبر قد بلندی نداره اما داشته های زیادی داره که بنظرم میتونه در سن خودش جزء خوشبخترین ها باشه مثلا اون هیچوقت مفهوم بی پولی رو نکشیده از 15 ،16 سالگی خواننده شده و نیازاشو خودش برطرف کرده بدون اینکه به کسی وابستگی داشته باشه.
نه اینکه من آدم خیلی پول دوستی باشم اما شدید نیاز به استقال شخصیتی دارم و این بدون کار و درآمد شخصی امکان پذیر نیست. خیلی دوست دارم واسه خودم باشم و واسه خودم زندگی کنم اما نمیشه یعنی بدون پول نمیشه، الان که یه کار خوب پیدا کردم به پول نیاز دارم تا تجهیزات مورد نیازمو بخرم وگرنه بدون اونا نمیتونم کار کنم. پس باید به هر قیمتی که شده پول مورد نیازمو جور کنم. خدایش تا نری سر کار معنی حقیقی پولو نمیفهمی. هیچوقت مث این روزا به پول فکر نکردم، هیچ چیزی جلو چشمام جرقه نمیزنه که این راهی که داری میری بهترین راه اما مجبورم این راه رو ادمه بدم چون گویا منطقی ترین راه ممکنه است میترسم خیلی میترسم که نکنه راه رو درست انتخاب نکرده باشم.
وقتی درس میخوندم فکر میکردم دوست دارم کار کنم الان که به کار رسیدم دوست درس بخونم جالب همین جاست که:
هیچوقت از داشته هات راضی نیستی
و دوست داری در شرایط و موقعیت دیگه ای باشی الان باید یادم باشه که بابا تو واسه این روزا لحظه شماری میکردی پس راضی باش و انطوری که میخواستی بسازیش، بسازش. یکی از آیه های قرآن هم به همین نکته اشاره میکننه و میگه: در روز قیامت گناهکاران میگن که خدایا ما رو به زمین برگردان تا گذشته خودمونو جبران کنیم و بهشون خطاب میشه که اگه به دوباره به زمین برگردین بازم همون راه رو پیش میگیرین.
وب گردی
از وب گردی خوشم میاد در صورتی که بیهوده ازش استفاده نکنم وبای جالب رو ببینم و وبایی که مطالب جالبی ندارن رو رد کنم اینطور لذت بیشتری میبرم