امروز من
امروز من

امروز من

یه روز حرفه ای میشم


صبح کار دوم رو که اصلاحیه خورد رو درست کردم بیش از یک ساعت طول کشید فکر میکردم 1 دقیقه طول میکشه اما ثابت شد حتی کارایی که فکرشو هم نمیکنی ممکنه خیلی زمانگیر شه .

رفتم شرکت کارمندا جوری حرف میزدن که انگار پروژه جدید کنسل شده اما میدیر اومد و گفت پروژه جدید رو بدید بسازه

ف با این خبر بیشتر از اینکه خوشحال شده باشم ناراحت شدم . ساع 12 ظهر کار روو تحویل گرفتم و 5 باید تخویل میدادم . خیلی نفس گیر شده بود نزدیکای ساعت 4 شده بود و پروژه به هیچ حایی نرسیده بود تصمیم گرفتم به یکی از همکارام تماس بگیرم و بگم تو انجامش ده اما غیرتم اجازه نداد و بنظم دعاهام به نتیجه رسیدو خدا خودش کمک کردو و ساعت 5 کار تمام شد. الان که بهش فکر میکنم خدا بهم کمک کردو وگرنه چطور عرض 1 ساعت تمام میشد.خدا جون دوست دارم.

کارو بردم شرکت مدیر نبودش از فرصت استفاده کردم و با کمک همکارام ایرادات جزئی شو گرفتم و وقتی مدیر اومد گفت خوب شده و انوقت بود که یه نفس راحت کشیدم .

باید هر جه زئدتر حرفه ای شم که کار وقتمو نگیره و بتونم در کنارش برای ارشد درس بخونم .طبق برنامه گذشته م میبایست تا 2 خرداد زبان رو تموم میکردم که با حجم کاریم میسر نشد.