امروز من
امروز من

امروز من

شرایط هیئت علمی شدن


شرایط اختصاصی برای دانشگاه آزاد اسلامی
1  معدل
15 و در سایر رشته ها 16 می باشد . معدل / حداقل معدل کارشناسی ارشد در رشته های فنی و مهندسی 5
فارغ التحصیلان واحدهای دانشگاهی جامع در دانشگاه آزاد اسلامی و یا دانشگاههای دولتی مادر ( واقع در مراکز
1 قابل محاسبه است . / استان ) با ضریب 07
معدل کل دوره کارشناسی افراد متقاضی در رشته های علوم انسانی و غیر علوم انسانی نباید به ترتیب کمتر از
14 و 13 باشد .
2  سن
حداکثر سن برای داوطلبین استخدام پیمانی و رسمی که مدرک کارشناسی ارشد داشته باشند . 35 سال و برای
و دانشنامه تخصصی و فوق تخصصی 40 سال می باشد . ( بازنشستگان هیأت ph.D دارندگان مدرک دکتری
علمی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی در مرتبه استادیاری و بالاتر در صورت داشتن شرایط مناسب از محدودیت
سنی در این بند مستثنی می باشند

روزی که گذشت و میگذره

امروز سه تا موسسه برا مشاوره برا تغییر رشته ارشد رفتم و هزینه ازمون و بسته ها شونو گرفتم من که ازمون نمیدم فقط به بسته فک میکنم البته یه قولایی از محل کارم بهم دادن که هزینه ازمونا رو خودشون حساب میکنن . اینطوری که خیلی خوب میشه .


یکی بهم گفت که اگه تغییر رشته بدم نمیتونم هیئت علمی دانشگاه شم خیلی رفتم تو فکر اما یکی دیگه از همکارام تماس گرفت و از یه دکتر پرسید که اوضاع چطور میشه گفت فقط دو مدرک اخرت مهمه و اگه یکی باشن مهم نیست با این حرفش اب یخ ریخت روم .


دلم برا کامپیوتر تنگ میشه اما باید همه چیز رو با هم ببینم.


سرچای منم که همیشه بی فایده شاید واسه اینه که خودمم خسیس بازی در میارم تو سرچ اخه هر چی گشتم ببینم که چی نیاز برا هیئت علمی چیز کلی پیدا نکردم .


قرار شد این ماه  و شهریور هفته ای یک کار انجام بدم واسه شرکت و بچسبم به درس .


الان 10 مرداده و من هیچ کاری نکردم نباید انقد سر سری بگیرم پس کارایی امشبم تا قبل از خواب :


1 شرایط هیئت علمی رو سرچ کردن

2 اسم رشته ها و کتابای مورد نیاز هر گرایش زبان رو خوندن

3 تعداد پذیرش دانشگاه دولتی هر گرایش رو خوندن

4 رفرنس هر کتاب رو در اوردن و اینکه کدومش بهتره



یه برنامه دیگه هم برا پست بعدی خودم : لیست برنامه های اینده م ، چیزایی که دوست دارم بدست بیارم ، اهدافم رو بنویسم .


پست قبلی

داشتم مطلب قبلی وبلاگمو میخوندم دیدم نوشتم

چیزی که الان ذهنمو مشغول کرده :

تغییر رشته از کامپیوتر به زبانه .

ازدواج


اما هیچ چیز راجب ازدواج ننوشتم این یعنی اینکه خیلی خیلی به ازدواج تو این شرایط فک میکنم 

تغییر رشته

چیزی که الان ذهنمو مشغول کرده :

تغییر رشته از کامپیوتر به زبانه .

ازدواج .

 

اول باید یه تغییر رشته سر و سامون بدم :



 میخوام بدونم که بین کامپ و زبان کدومو ادامه بدم
من همیشه شاگرد اول تا سوم مدرسه بودم بعد که خواستم انتخاب رشته کنم هیچ کسی رو نداشتم که مشاوره بهم بده و کمکم کنه خودم بودم و ذهن 15 ساله خودم و هیچ کسی به من هیچی نگفت خیلی روزای بدی بود احساس میکردم که کسی بهم توجه نمیکنه و اینده من براشون مهم نیست
 

خلاصه اول رفتم رشته تجربی ثبت نام کردمبعد از یه مدت فکر کردم من به تجربی علاقه نداشتم  من همیشه دوست داشتم که زبان بخونم  بنظرم هم اسون بود هم درس مورد علاقم بود واقعا زبان رو دوست داشتم گفتم من هر رشته ای که درس بخونم اخرش کنکور زبان میدم و زبان تو دانشگاه میخونم

 یه روز تو خونه نشسته بودم و داداشم داشت با کامپیوتر کار میکرد یه لحظه زد تو دلم که من از رشته کامپیوتر خوشم میاد
اون لحظه انقد برام زنده است که الان میتونم برگردم به گذشته و اون لحظه رو با تمام وجود احساس کنم اون لحظه به کامپیوتر علاقه مند شدم و دوست داشتم برم کامپیوتر

نشستم فکر کردم من که میخوام کنکور زبان بدم چرا برم رشته تجربی میرم کامپیوتر که هم بش علاقه دارم هم یک سال زودتر کنکور بدم خلاصه این شد که من رفتم رشته کامپیور اما اونجا یسری مشکلات شدید اموزشی داشت مثلا کتابا دیر رسید حتی ما یه کتابمونو بعد اینکه امتحانشو دادیم رسید دستمون مسخره بود اوضاش برا یکی مث من که شاکرد اول مدرسه بود اون همه بی نظمی خیلی گرون به پام در اومد  اون سال خیلی کم درس خوندم اما بازم شاگرد اول بودم


کم کم فکر زبان از ذهنم اومد بیرون اخه پیش دانشگاهی نداشتیم پس یه کتاب زبانو باید خودم میخوندم  سال سوم دبیرستانم به جای کتاب زبانی که به رشته های دیگه درس میدادن به ما کتاب تخصصی زبان کامپینوتر دادن یعنی من دو تا از کتابایی که واسه کنکور زبان نیاز بود رو نخونده بودم واسه همین وقتی دوم دبیرستانم تمام شد فکر  زبان رو بطور کل از ذهنم اوردم بیرون و بجاش چسبیدم به کامپیوتر خدایش عاشق کامپیوتر شدم

تازه تو مسابقه المپیادکامپیوتر هم شرکت کردم و نفر دوم شدم و پوز رقیبای رشته کامپیوتر استانو به خاک مالوندم انقد از این مقام خوشم اومد من نفر یک کنکور کامپیوتر استان هم شدم خلاصه زندگیم شده بود کامپیوتر اون روزا خیلی از خودم راضی بودم . دوره کاردانیم از نظر علمی هیچ چیز بدست نیاوردم اما دوره کارشنایسم خیلی خوب بود ،از نظر علمی خیلی اطلاعات بدست اوردم


اما الان بحث ادامه تحصیله نمیدونم چیکار کنم تقریبا علاقه من به کامپ به اندازه زبانه
برناممم این بود
که ارشد تهران قبول شم
بعدش تافل بگیرم
و دو تا مقاله ای اس ای
و با این سه مدرک دکترا  بورس شم خارج از کشور
 من یک ساله که با این هدف زندگی مکنم
اما میخوام واقع بینانه باشم نه رویایی
 خب ارشد کامپیوتر پذیرشش خیلی کمه و رقابتش خیلیش شدیده

 منم باید پایه ریاضی مو تقویت کنم که فک میکنم باید دو ماهی براش وقت بزارم

 من اکه بخوام برم کامپیوتر ارشد تهران بیارم باید از امروز قید همه چیز رو بزنم و فقط روزانه 15 ساعت درس بخونم
هر چند زبان هم اوضاش همینه اما زبان از اول تا اخرش به هم پیونسته هست اما کامپییوتر مباحث متفاوتی دارن من اول و اخر باید زبان بخونم حالا اگه از ارشد زبان بخونم خیلی سخته که بخوام کنارش ارشد کامپ رو هم بگرم
 البته میتونم ارشد کامپ رو ازاد بخونم


میترسم ارشد زبان قبول شم بعد حسرت اینو بخورم که میتونستم همین رتبه  رو تو کامپیوتر هم بدست بیارم

اما ارشد زبان هم خیلی خوبه اگه بتونم دکتراشو بگیرم هم از نظر علمی خوبه هم مطمئنا میتونم حداقل تو استان تو دانشگاه درس بدم 


هیچوقت اگه دکترا بگیرم بیکار نمومونم اما خب دکترا که اره مشکل اینه که من باید با ارشدم هم پول در بیارم ادم به پول نیاز داره برا اینکه خوب زندگی کنه اگه بخوام فقط به خودم  فک کنم باید بدونم ایا با مدرک ارشد زبان میتونم خرج زندگی خودم رو بدم . مصطفی که ارشد علم و صنعت بود این کار و میکرد و با ترجمه خرج زندگی خودشو در میاورد خب منم که ادم بی کاری نیستم مطمئننا میتونم از عهده خرج و مخارج خودم بر بیام . بعدشم که دانشحوی دکتری شم حالا چ ایران چ خارج میتونم یه جای معتبر درس بدم و پول در بیارم . البته میتونم رو بیس کامپیوترم هم حساب کنم و کارای کامپیوتری هم کنم . اما خب احتمالشو کم میدونم .

شاید هم ازدواج کردم و به پول انقدا فکر نکردم کار تو رشته های غیر فنی بنظر سخت میاد اما خب خیلی ها غیر فنی درس خوندن و الان سر کارن . شاید هم یه جا استخدام شدم. زبان یاد بگیرم کل فیلما رو میتونم بفهمم و برم خارج با خارجیا حرف بزنم برم تو چت خارجیا و باشون دوست شم .

خیلی ها هم هستن که ارشد کامپیوتر خوندن و اونجور که حقشونه به جایی نرسیدن .

پس نباید فک کنم هر کی میره کامپیوتر به جایی میرسه و هر کی میره زبان فقط میتونه ترجمه کنه و به جایی نمیرسه .

اگه زبان احتمال قبولیشو و پذیرشش بیشتر بود حداقل تا این لحظه 50 50 میتونم به زبان فک کنم .

تیر ماه

تیر ماه هیچ یاداشتی ننوشتم چند تا دلیل داشت :


مشغله کاریم زیاد شد حدود 14 تا پروژه داشتم .

سیستم خونگیم ویروسی شد متقابلا لپتاپ و سیستمهای کار ویروسی شدن . و بدتر از همه یه هارد رو ویروسی کردم .اونم هارد همکارم و مدیر گفت که نباید بش بگم و من حتی عذر خواهی نکردم و این خیلی منو ازار میده .

لپتاپ خریدم .

مسئله ازدواج برام پیش اومد.

شیوه ارتباطی با همکارام و ادمای اطرافم عوض شد.

گوشیم درست شد و اومد دستم .

مهمترین دلیلش این بود که بلاگ اسکای محیطش تغییر کرد و من باش اشنایی نداشتم و نتونستم که وارد وبلاگم شم.