ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
پارسال این روز شمال بودم داشتم داشتم رو پایاننامم کار میکردم - غصه داشتم .
روز خیلی خیلی خوبی بود حس خیلی خیلی خوبی بود. یک سال گذشت .
امسال ت این روز خیلی چیزا تغییر کرده : یه شکست بزرگ - روزایی که به تکرار و بدون موفقیت و حس جدیدی گذشته و اشتباهاتی که بخاطر عدمم توان در تصمیم گیری به موقع و عدم توان در نه گفتن گذشته .
از اون روز تا به امروز تنها چیز مفیدی که بدست آوردم کار کردن بود ولی خیلی چیزایی منفی هم در کنارش بود.
مرور کارام از اون روز تا به الان
تمام کردن پایاننامم
چیتگر رفتن و بقیه خوردن رو صورتم
برگشت به خونه
پشت میز نشستن... و منتظر گذر زمان بودن (بزرگترین اشتباه من)
کنکور دادن و برگشت ا زجلسه با کلی برنامه
رفتن به تهران
رفتن به خونه خاله
عید و گردشاش ، رفتن به بوشهر
روزایی که درگیر مقاله بودن وبخاطر عدم دسترسی به اینترنت نتونستم مقاله مو ارسال کنم
سر کار رفتن
فکر به عقب بودن از دنیا بخاطر نداشتن اینترنت و کامپیوتر
درگیری هایی که سر داشتن کامپیوتر داشتم
خرید مودم
خرید لپتاپ
روزایی که سر دو راهی زبان و کامپیوتر داشتم
استخاره گرفتن و بعدش متوجه شدم که پذیرش تهران روزانه کامپیوتر بیشتر از زبان روزانه است .
ساده گذشت میتونست بهتر از این باشه اگه تافل میگرفتم ، می تونستم بگم عالی بود یا اگه کنکور رتبه خوبی میگرفتم.