ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
بنظرم ریتم خوبی رو داشته تا قبل از فصل آخر به فصل آخر که میرسه خیلی عجیب میشه و یدفه حوادثی اتفاق می افته که عجیبه و غیر قابل تصور .
اما فایده هاش برای من :
میشه گفت تو رمان کنار رودخانه پیدرا نشستم و گریه کردم مهمترین چیزی که داشت یاد میداد چند صفحه ای بود که راجب دیگری حرف میزد.
و اما تو این رمان هدف اصلیش دنبال کردن رویایی شخصی هر فردیه
و من ... کاری که من دارم میکنم و تو این رمان راجبش حرف میزنه من دارم رویایی شخصی مو فراموش میکنم و از مسیر حرکت بهش خارج میشم و کلا دست نیافتنی میپندارمش
تو این رمان یه حسایی رو بیان میکنه که من هم احساس کردم ناامیدی ها و غصه هایی رو که من هم در طول رسیدن به رویام داشتم من مثل فروشنده بلور هستم که ترسیدم و به دنبال رویام نرفتم و وودی مثل نقش اول رمانه که به رویاش دست یافته
چقد حقارت داره وقتی آدمی بدینجا میرسه
ناراحتم که چراااااااااااا