ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | ||||
4 | 5 | 6 | 7 | 8 | 9 | 10 |
11 | 12 | 13 | 14 | 15 | 16 | 17 |
18 | 19 | 20 | 21 | 22 | 23 | 24 |
25 | 26 | 27 | 28 | 29 | 30 |
ع اومد تهران . منم برا ناهار و شامش غذا درست کردم و بردم براش تو پاساژ نشستیم و من سکرتی که دو سه ساله میخواستم بش بگمو بهش گفتم و اونم برخورد خیلی خوبی کرد و خیلی راحت با مسله کنار اومد. وقتی ازش خداحافظی کردم احساس میکردم که خیلی سبک شدم خیلی خوب شده بود که تونستم بش بگم . باید زودتر از اینا بش میگفتم اما بنظرم اون موقع ها آمادگیشو نداشت. خدایا هزار مرتبه شکرت لطفا تا آخرشم همینطور خوب نگهش دار .ممنونتم