امروز من
امروز من

امروز من

بازرس و تب رادین

دوشنبه بازرس اومد که شامل مدیر آ پ منطقه ،رئیس دفترش و یک نفر از تهران میشد ... وارد شدن سلام و احوال پرسی و ... و بعد عکساشونو گرفتن و رفتند ... 

همسری باید میرفت سر کار اول مرخصی ساعتی گرفت بعد که بازرسا تا ۱.۳۰ مدرسه بودند و من ۲ رسیدم مجبور شد مرخصی کامل بگیره ...

رادین شب بلش تب کرد  . قبل خواب بهش پاراکید دادم . تو خواب هم تبش رفت بالا با پارچه سفید تمیز خیس کردم و چلوندم و گذاشتم رو پیشونیش 


سر کار همه فکرم پیشش بود