-
شباهت خونه فعلی با مرگ
جمعه 22 شهریورماه سال 1392 01:01
الان که اینو مینویسم هم باور ندارم که بمیرم هیچ وقت هم باور نداشم که چنین شرایطی سرم بیاد باور نداشتم تو خونهای زندگی کنم که انیطوری سر و صدا توش نفوذ پیدا کنه . شده برام سخت ترین شرایط ممکن. پس یه روزی هم می میرم که باور نمیکنم که تو اون شرایط مرده باشم و این اتفاق برام افتاده باشه
-
جواب کنکور
جمعه 22 شهریورماه سال 1392 01:01
قبول شدم جایی که هیچ ارزشی برام نداره تازه فهمیدم باید یه سری مسائل رو میدونسم که تاثیر داشت و تو انتخاب شیوه زندگی کردنم مثل تعداد پذیرش پایتخت و کل شهرستانا و یا شیوه درست خوندن البته این رو میدونم اما باید اجراش کنم .
-
کابوس
جمعه 22 شهریورماه سال 1392 01:00
زندگی بعشی روزا خیلی عجیب میشه انقد عجیبه کا باور نمیکنی این توییی که تواین شرایط با خودت میگی نکنه داری کابوس میبینی دوست داری کابوس باشه و بیدار بشی و بگی خدا رو شکر که خواب بودم . الان ما خونمون رو جا به جا کردیم اومدیم یه جایی که انگار کابوسه روز اول بخاطر مزایاش خیلی برامون رویایی بود و براش لحظه شماری میکریدم که...
-
فایده سر کار رفتن
جمعه 22 شهریورماه سال 1392 00:59
وقتی داشتم واسه کنکور میخوندم یه موضوع مدام می اومد تو ذهنم اینکه من لیسانشس دارم و ارزش لیسانسمو با کرا کردن نشون بدم و چقدر ادم باید ارشد بگیره و فکر ارشد و این چیزا باشه اما لاان ذهنم از این فکر پاک شده و میدونم سر کار رفتن چه حسی داره پول در اوردن و استقلال داشتن چه حسی داره . - یا فکرایی که راجب بیرون رفتن دسته...
-
تصمیم نهایی برای تغییر رشته
جمعه 22 شهریورماه سال 1392 00:57
استخاره زدم و برای کامپیوتر عالی در اومد و برای زبان بسیار بد، بعدش رفتم قلم چی اونجا دفترچه های زبان و کامپیوتر رو نگاه کردم زبان تهران روزانه 78 کامپیوتر تهران روزانه 83 پس فرقی از نظر هدف اصلی من نداشتن . من خودم رو الکی گول زم با این موضوع که تو شهرستانا .... منم که شهرستان به دردم نمیخوره چون هدفم فاند دانشگاه...
-
تاریخ یک سال بعد همون روز 3 شهریور92
جمعه 22 شهریورماه سال 1392 00:54
پارسال این روز شمال بودم داشتم داشتم رو پایاننامم کار میکردم - غصه داشتم . روز خیلی خیلی خوبی بود حس خیلی خیلی خوبی بود. یک سال گذشت . امسال ت این روز خیلی چیزا تغییر کرده : یه شکست بزرگ - روزایی که به تکرار و بدون موفقیت و حس جدیدی گذشته و اشتباهاتی که بخاطر عدمم توان در تصمیم گیری به موقع و عدم توان در نه گفتن گذشته...
-
شانزده نکته که ای کاش تو مدرسه بهمون یاد داده بودن
یکشنبه 17 شهریورماه سال 1392 11:56
وبلاگ > مؤذن جامی، محمدهادی - هر چقدر که از دوران مدرسه دور شده باشیم، چیزهایی هست که هر از گاهی باعث میشن که فکر کنیم: "آه...کاش اینو تو مدرسه بهم یاد داده بودن.." کاش به جای یکی از ساعت های زبان خارجه و ریاضی و فارسی، یک بار هم یه کلاس درباره ی زندگی کردن برگزار می شد. شاید هم هر از گاهی معلمی پیدا شده...
-
فونت وبلاگ
شنبه 9 شهریورماه سال 1392 20:21
فاصله بین خطوط 1.5 سایز 10 نوع ب نازنین
-
وقتی زهرا رو دیدم
شنبه 9 شهریورماه سال 1392 20:07
من دیونه اخلاق و رفتار زهرا روز اول وقتی اومد کلاس شیوه و روش به کلاس رو یادم نیست اما حرفاش یادمه جمعیت کلاس زیاد بود اون اینو نمیخواست دوست داشت شاگرداش کم باشن تا هم خودش کلاس رو بهتر مدیریت کنه و هم دانشجواش از درس بهترین استفاده رو ببرن. واسه همین از اول کلاس شروع کرد به اینکه درسش خیلی سخته و برای کنکور ارشد به...
-
پروژه شهریور
شنبه 26 مردادماه سال 1392 07:45
مرداد داره تمام میشه من 5 تا پروژه کار کردم با این حال اصلا درس نخوندم بخاطر اینکه مدام در حال رفت و امد بودم خونه ...شرکت ....شرکت ....خونه واسه همین بهشون گفتم برا شهریور یه پروژه بزرگ بر میدارم که این رفت و امدا کم شه و با تمرکز کار کنم . قرار شد براش نزدیک یه هفته بهم وقت بدن .
-
پروفایل استادم
دوشنبه 21 مردادماه سال 1392 13:29
دلم برا باقر تنگ شده بود بش گفتم بیا چت بحرفیم تو چت بهم گفت که عضو گوگل + شم منم رفتم عضو شدم و یکم توش سرچ کردم یکی از استادام هم عضو بود .بعد خواستم بدونم فرقش با فیسبوک چیه ، رفتم تو فیس بوک خواهرم دوباره به ذهنم زد که ببینم استادم اینجا هم عضوه . وقتی عکس پروفایلشو دیدم متوجه شم که رفته خارج از کشور دقیقا اینجا...
-
عید فطر
شنبه 19 مردادماه سال 1392 10:42
نزدیکای ساعت 12 رفتیم بیرون صبح ساعت 8 بیدار شدم تو این 4 ساعت فقط به خودم رسیدم و بعدشم رفتیم گردش یه سری از کسایی که اومدن رو تا حالا ندیده بودم و خیلی تعارفی باشون رفتار کردم اصلا از طرز برخوردم خوشم نیومد . اخه بقیه دوستان حرف نمیزدم منم میترسیدم زیادی حرف بزنم ضایع شم تو جمع واسه همین خیلی ساکت بودم . اما دفه بعد...
-
سه ملاقات
دوشنبه 14 مردادماه سال 1392 09:03
اولین دیدار خوب بود میشه نتیجه ازش گرفت که تمام موسسه هایی که برای ازمون کنکور میخواستم برم رو رفتم و با یکی از این موسسه ها قرار داد بستیم و در نتیجه ازمون وبسته کتابشون رو رایگان دریافت میکنم . در اخر هم اون ملاقات رو به موقع به پایان رسوندم. و در زمان صرفه جویی کردم . در زمانهای اضافه ای که میاوردم هم تماس هامو با...
-
پذیرش دانشجو در رشته زبان سال 92
پنجشنبه 10 مردادماه سال 1392 22:42
گرایش آموزش زبان روزانه : 418 شبانه : 178 گرایش زبان و ادبیات انگلیسی: روزانه 111 شبانه:42 گرایش مترجمی: روزانه : 53 شبانه : 30
-
شرایط هیئت علمی شدن
پنجشنبه 10 مردادماه سال 1392 21:04
شرایط اختصاصی برای دانشگاه آزاد اسلامی 1 معدل 15 و در سایر رشته ها 16 می باشد . معدل / حداقل معدل کارشناسی ارشد در رشته های فنی و مهندسی 5 فارغ التحصیلان واحدهای دانشگاهی جامع در دانشگاه آزاد اسلامی و یا دانشگاههای دولتی مادر ( واقع در مراکز 1 قابل محاسبه است . / استان ) با ضریب 07 معدل کل دوره کارشناسی افراد متقاضی...
-
روزی که گذشت و میگذره
پنجشنبه 10 مردادماه سال 1392 20:58
امروز سه تا موسسه برا مشاوره برا تغییر رشته ارشد رفتم و هزینه ازمون و بسته ها شونو گرفتم من که ازمون نمیدم فقط به بسته فک میکنم البته یه قولایی از محل کارم بهم دادن که هزینه ازمونا رو خودشون حساب میکنن . اینطوری که خیلی خوب میشه . یکی بهم گفت که اگه تغییر رشته بدم نمیتونم هیئت علمی دانشگاه شم خیلی رفتم تو فکر اما یکی...
-
پست قبلی
پنجشنبه 10 مردادماه سال 1392 20:45
داشتم مطلب قبلی وبلاگمو میخوندم دیدم نوشتم چیزی که الان ذهنمو مشغول کرده : تغییر رشته از کامپیوتر به زبانه . ازدواج اما هیچ چیز راجب ازدواج ننوشتم این یعنی اینکه خیلی خیلی به ازدواج تو این شرایط فک میکنم
-
تغییر رشته
شنبه 5 مردادماه سال 1392 15:12
چیزی که الان ذهنمو مشغول کرده : تغییر رشته از کامپیوتر به زبانه . ازدواج . اول باید یه تغییر رشته سر و سامون بدم : میخوام بدونم که بین کامپ و زبان کدومو ادامه بدم من همیشه شاگرد اول تا سوم مدرسه بودم بعد که خواستم انتخاب رشته کنم هیچ کسی رو نداشتم که مشاوره بهم بده و کمکم کنه خودم بودم و ذهن 15 ساله خودم و هیچ کسی به...
-
تیر ماه
شنبه 5 مردادماه سال 1392 14:01
تیر ماه هیچ یاداشتی ننوشتم چند تا دلیل داشت : مشغله کاریم زیاد شد حدود 14 تا پروژه داشتم . سیستم خونگیم ویروسی شد متقابلا لپتاپ و سیستمهای کار ویروسی شدن . و بدتر از همه یه هارد رو ویروسی کردم .اونم هارد همکارم و مدیر گفت که نباید بش بگم و من حتی عذر خواهی نکردم و این خیلی منو ازار میده . لپتاپ خریدم . مسئله ازدواج...
-
پییش اومده
شنبه 5 مردادماه سال 1392 13:47
بعضی وقتا تو زندگی اتفاقایی می افته که اصلا براش برنامه ریزی نکرده و نمیدونه که باید تو شرایط چیکار کنه ، این لحظات مهمن چون اون لحظه است که ادم باید یه تصمیم درست بگیره و برگشتی براش وجود نداره . بنظرم بهترین راه برای اینکه بعدش احساس پشیمونی نکنی اینه که هر چقدر هم برات سخت باشه سعی کنی حواستو جمع کنی و از تمام فکرت...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 17 خردادماه سال 1392 02:58
با یاهو سرچ کردم گوگل باز نمیشد منم رفتم تو مرورگر سرچ یاهو فارسی تایپ کردم امروز برای اولین بار این کارو کردم خیلی شاهکاره که تا الان اینو نمیدونستم
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 خردادماه سال 1392 15:08
باید لپتاپ بخرم داداشم داره زیادی زور میگه شانس آورده من عادت ندارم جواب حرفاشو بدم هر چند واقعا حقش بود یه کف گرگی میزدمش بچه پررو رو . ادعاش زیاد شده میگه که کامپیوتر مال منه انگاه 6 سالشه نه 26 سال. حالا دیده من کوچیکترشم پول در میارم زورش. ادمایی که هیچی از خودشون ندارن و واسه اینکه خودشون رو ثابت کنن میخوان بقیه...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 6 خردادماه سال 1392 12:37
استرس کاریم برطرف شد تا الان 5 تا پروژه انجام دادم. برای سه تای اول هیچ ایده ای نداشتم واقعا نمیدونستم که دارم چیکار میکنم اما دو کار اخر خیلی بی استرس تر کار کردم مطمئن بودم که میتونم انجامشون بدم و اینطور هم شد. هر چند که مدیر از دو کار اخرم ایراداتی گرفت و من نتونستم اصلاحشون کنم و این موضوع مدیر رو عصبی میکنه. حق...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 6 خردادماه سال 1392 12:27
یه روز حرفه ای میشم صبح کار دوم رو که اصلاحیه خورد رو درست کردم بیش از یک ساعت طول کشید فکر میکردم 1 دقیقه طول میکشه اما ثابت شد حتی کارایی که فکرشو هم نمیکنی ممکنه خیلی زمانگیر شه . رفتم شرکت کارمندا جوری حرف میزدن که انگار پروژه جدید کنسل شده اما میدیر اومد و گفت پروژه جدید رو بدید بسازه ف با این خبر بیشتر از اینکه...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1392 16:26
تاریخچه وبلاگم (18 بهمن 91) به طور اتفاقی یه نوشته دیدم از خودم متنش اینه: بالاخره اسم وبلاگمو انتخاب کردم emrooz.blogsky.com . تو اینکه blogsky امکاناتش از blogfa بیشتره شکی نیست. میخوام با یان وبلاگ از روزام استفاده کنم و بتونم مثل وودی به هم نوع های خودم کمک کنم امیدوارم موفق شم و هر روز یک گام به خوشبختی نزدیکتر...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1392 16:21
اولین حقوق وقتی برزگ میشی تو زندگی از نظر مالی کم میاری ، میری سر کار که نیازاتو رفع کنی ، میبینی کار هم نیاز داره براش خرج کنی . خلاصه روزا و شاید ماهای اول کار خیلی سخت باشه، تا اولین حقوقتو دریافت کنی آروم نمیشی ،پس بهترین کار اینه که فکر کنی چند ماهی از زمان گذشته و حقوقتو دریافت کردی.
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1392 16:17
پروژه دوم بازم بی هدق شروع کردم به کار کردن روز اول فقط کلیات کار رو انجام دادم، اما روزه دوم به کیفیت کار بیشتر توجه کردم ، خب میشه گفت کار خوبی شده ، اما تا مدیر تاییدش نکته هیچ کس نمیتونه بگه که خوب شده ، این هم دردسر مهندساست باید منتظر شن بقیه پروژه ها رو تایید کنن. صبح رفتم شرکت، پروژه رو مدیر دید . خوشش اومد...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1392 16:11
عصر رفتم شرکت فایلای یه پروژه رو گرفتم باید فردا تحویلش بدم خیلی سخته این اولین پروژه ی حرفه ای منه که اجراش به من اعتبار میده شب بیدار موندم تا ساعت 3:30، صبح ساعت 7 بیدار شدم خیلی روز سختی بود نزدیکای ساعت 12 رفتم شرکت صبحونه نخوردم ، ناهار هم دوتا ساندویج کوچیک برداشتم تو راه خوردم . داشتم از استرس می مردم خلاصه...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 29 اردیبهشتماه سال 1392 16:05
اول کارای کوچیک وقتی یه پروژه جدید دارم که باید تو یه مدت زمان محدود انجام بدم ، انجامش خیلی طول میکشه و از بقیه کارام حتی کارای کوچیکم عقب می مونم باید اول صبح کارای روزمره مو تو مدت زمان کم انجام بدم و بعدش بچسبم به پروژه
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 22 اردیبهشتماه سال 1392 15:40
پوچ شدی خب حالا برگرد به روز کنکور .... وقتی از سر جلسه برگشتی با خودت چی فکر کردی چه برنامه ای برای خودت ریختی ها؟بهمن اسفند فروردین اردیبهشت دقیقا سه ماه از اون روز میگذره چیکار کردی؟ چی بدست آوردی؟ قرار بود واسه تافل آماده بشی ،شدی؟ قرار بود یه کار خوب داشته باشی داری؟ قرار بود چند تا برنامه یاد بگیری یادگرفتی؟...