-
مامان
دوشنبه 29 دیماه سال 1399 23:53
چند ثانیه پیش رادین اولین مامان رو به زبون اورد خدایا صد هزار مرتبه شکرت
-
دندون
جمعه 5 دیماه سال 1399 11:32
رادین تو ده ماهگی ۴ تا دندون بالا ، ۳ تادندون پازین
-
دنده جلو با روروئک
پنجشنبه 4 دیماه سال 1399 16:44
دیروز آقا رادین یاد گرفت که جلو جلو حرکت کنه ۹ و ۱۰ ماهگی میتونست عقب عقب بره ، الان تو ۱۱ ماهگی هم جلو جلو اومدن رو یاد گرفت بوس رو هم یاد گرفت ورد زبونشم کلمه اَقن اَقن هستش ایشالا راه رفتنم یاد میگیره ، با کفش بوق بوقیاش راه میره
-
بوس رادین
یکشنبه 30 آذرماه سال 1399 00:02
دیروز ، عاطفه به رادین بوسیدن رو یاد داد ما هم بهش میگم بوس کن با لبای کوچیک قشنگش بوس میکنه اما با لب باز ، پسرم بلد نیست لباشو غنچه کنه
-
بیدارشدن از خواب
چهارشنبه 26 آذرماه سال 1399 01:03
رادین وقتی میخوابه یهو تو خواب چشماشو باز میکنه اگه منو نبینه گریه میکنه و خواب از سرش میپره ، اما تا منو میبینه تو همون حالت خواب لبخند میزنه و چشماشو اروم و ناز میبنده
-
چمپلو
چهارشنبه 26 آذرماه سال 1399 00:48
بازی منو رادین اینو یه نگاه شیطونکی بهش بندازم اونم بخنده و چشماش برق بیفته ، بعد بخندمو چمپلو کنم طرفش اونم یه خنده از ته دل کنه و چمپلو کنان فرار کنه ، من دنبالش ، اوصولا هم فرار میکنه میره تو اتاق خواب ، چون من در طول روز زیاد اونجا نمیبرمش و برش جای جدیدیه
-
حرص خوردنم برای سیستم غلط نمره مفت دادن
چهارشنبه 12 آذرماه سال 1399 01:29
مدیر اجرایی گفت به همه بچه های درس های پودمانی، نمره قبولی بدید ... واقفا چطور به کسی گه تمرین نفرستاد غایب بوده امتحان نداده نمره قبولی بدم ؟ حالم بهم خورده از این همه ، بی بندوباری آموزشی
-
بای بای کردن رادین
چهارشنبه 12 آذرماه سال 1399 01:27
دیروز تو یه هوای بارونی رفتیم بیرون برگشتنی مهرسا ، محدثه و نازنین که دوستای رادین هستن ، ما رو دیدن ، منم بهشون سلام کردم . اومدن پیشمون با هم گرگم به هوا بازی کردیم و در اخرهم که رفتن ، رادین واسه اولین بار دستشو تکون داد و بای بای کرد . امشب هم دیدم دندون در اورده دندون سوم بالا سمت چپ
-
اولین حقوق
جمعه 30 آبانماه سال 1399 23:33
۵۸۸۰۰۰۰حقوق مهر و ابانم بود که با هم واریز کردن تو گروم استخدام ۹۸ دیدم که پیام همه فرستادن که در اس ام اس بانکشون پیام وازیز داشتن اما من اس ام اس بانکم فعال نبود صبر کردم تا عصر مسعود بیاد ، با هم رفتیم ناحیه و مسعود رفت تو باجه عابر بانک ، رادین هم بغل من بود . و اولین حقوق رسیمو دریافت کردم . مسعود گفت اولین ماهیه...
-
پودمان ۳
شنبه 24 آبانماه سال 1399 00:57
همچنان در حال گذروندن پودمان سومم بجز یک استاد بقیه اساتید امتحاناتشون رو به چند پارت تقسیم کردن امتحان پژوهش ۴ پارت بود یکیشو یادم رفت بدم چون داشتم ویدیوی اموزشی برای درس مایا درست میکردم و امتحان خودمو فراموش کردم هر چی امتحان میدیم باز یکی دیگه هست اما فعلا درس ایمنی و پژوهش تمام شدن ۵ تای دیگه مونده
-
طلا
جمعه 16 آبانماه سال 1399 12:03
به اصرار زهرا رفتم و النگوهامو عوض کردم . ۱میلیون و ۲۰۰ سر دادم که این پول فقط برای نو بودن طلام بود ... ۱ گرم و ۴۰۰ سوت هم طلا خریدم ... در مجموع به اصرار زهرا اینکارو کردم وگرنه با النگوهام مشکلی نداشتم . این جدیدا خیلی خشکن و خط می اندازن روی دستم و سایز ۳ هستن و کلی رو دست بزرگن ....
-
کرونا
پنجشنبه 8 آبانماه سال 1399 12:39
الان هفته پنجم هست که مدرسه نمیرم مسعود یه هفته است که کرونا گرفته دکتر رحمانی دکتر عمومی و همه دکتر متخصص و سینش هم عکس گرفت هفته دیگه خوب خوب میشه
-
سر پا ایستادن
پنجشنبه 8 آبانماه سال 1399 12:36
در تاریخ ۳۰ شهریور ، تو خونه مستاحری آقای رحبی، وقتی که برای عاطفه جشن تولد گرفتیم آقا رادین روی مبل سه نفره کنار مبل سه نفر ایستاد روی پای خودش
-
هفته اول شروع به کار
جمعه 28 شهریورماه سال 1399 17:27
به دلیل کرونا من ۲۲ شهریور شنبه صبح در هنرستان کاردانش شهدا شروع به کار کردم
-
چمپلو
سهشنبه 25 شهریورماه سال 1399 00:14
دیروز رادین نزدیک تونست برا چند لحظه چمپلو کنه و امروز مکررا تکرارش کر
-
لباس گرم
پنجشنبه 20 شهریورماه سال 1399 02:49
عاطی از گلبرگ یاسوج براش یه کت سبز زرد و شلواز زغالی کرفت با یه دست لباس خونه جمعه میاد و میبینمشوم عاطی که اومد وفت میکنم درس بخونن و اماده کلاس ام شم اخ گفتم کلاسام یادم اومد جدی جدی معلم شدم ، انقدر ذوق نکردم یادم رفت ذوق کردن
-
بدش بابا
پنجشنبه 20 شهریورماه سال 1399 02:47
مسعود ۱۸ شهریور توپ میداد دست رادین لعد دیت خودش رو می اورد جلو میگفت:بدش بابا، رادین هم توپو میذاشت تو دستش
-
صدا در اوردن رادین
پنجشنبه 20 شهریورماه سال 1399 02:46
۱۹ شهریور ۹۹ به رادین یاد دادم که صدا در بیاره ، تا من بترسم ، بعد با هم بخندیم رادین میگفت وووه، منم الکی لرز میکردم یعنی من ترسیدم با از ته دل با چشماش با لباش می خندید و اون دو تا دندون صدفیش معلوم میشد
-
تقسیم بندی
جمعه 7 شهریورماه سال 1399 02:52
قراره اسم رشته قبولیمو بفرستم برا مسئول اداری و بعد اون برام تعئین کنه چه رشته و مدرسه ای ، می افتم .
-
پایان پودمان دوم
جمعه 7 شهریورماه سال 1399 02:50
پود ۲ بعد از سه هفته استرس و بالا پایین پریدن تموم شد اولین هفته با استاد پاپی بود ، خیلی نکات خوبی از کلاس داری رو اموزش داد ، من ارائه انلاین داشتم به همین دلیل ازم پروژه نخواست ، بعد از تدریس انلاین بهم گفت :شما اولین کسی بودید حضور غیاب کردید و اول کلاس قوانین رو گفتین ، عالی بود ....خیلی خوشحال شدم و حس کردم...
-
چمپلو
جمعه 7 شهریورماه سال 1399 02:42
۵ شهریور تو خونه بابا بزرگت جلوی بابابزرگ ،مامان بزرگ ، خاله عاطفه چمپلو کردی ، بعدش اونا منو صدا کردن و ازت فیلم گرفتم ، یه ست لباس سفید تنت کرده بودم که مامان بزرگت خریده بود
-
پودمان دوم
شنبه 11 مردادماه سال 1399 23:53
پود دومم از فردا ۸ صب شروع میشه وحضور سر کلاس هم اجباری هستش اما این پود امتحان ندارم خودش خیلی خوبه تقریبا هر هفت روز ۳ کتاب دبیرستان رو باید بخونم کلاسا از ۸ تا ۴ عصر هست بصورت مجازی ، که میگن قبلنا این کلاسا حضوری بوده
-
غلت خوردن
شنبه 11 مردادماه سال 1399 23:51
در این سه روز گذشته شبا رادین میره تو مود خودش و با یه وسیله ای بازی میکنه و غلط میخوره پریشب نزدیک ۳ متر از جایی که شروع کرد رفت جلو و مسعود از روی محافظ تی وی برش داشتش
-
گل گریپ
یکشنبه 5 مردادماه سال 1399 14:30
گل گریپ رو به پیشنهاد کوثر برای رادین خریدم و با قطره چکون به مدت دو هفته به رادین میدادم تقریبا از ۵۰ روزگی شروع کردم و تا ۶ ماهگی ادامه داشت رادین با خوردنش اروم میشد
-
چسبوندن پیشونیت به اینه
چهارشنبه 1 مردادماه سال 1399 00:06
جلو اینه کمد لباس بابابزرگت گرفته بودمت کلی ورجه ورجه میکردی بعد خیلی اروم صورتتو به اینه نزدیک کردی و پیشونیتو چسبوندی و خودتو نگاه میکردی خیلی لذت بخش بود این کارو بارها و بارها تکرار کردی خوشم میاد تو ۶ ماه و یک هفتگی میدونستی نباید سرتو محکم بزنی به اینه و این کار رو با یه تومانینه زیرکانه ای انجام میدادی مامانی...
-
بغل مامانمو میخوام
چهارشنبه 1 مردادماه سال 1399 00:02
الان دهدشتیم بابایی ماهشهر ساعت ۱۱ با عمو میلاد رفتیم اطراف خونه پیاده روی تو بغل من بودی کمرم درد گرفت دادمت به عمو که بغلت کنه اما تو گریه کردی منم دوباره بغلت کردم چند دقیقه بعد دوباره از درد کمر خواستم عمو بغلت کنه همین که عمو تو دست گرفتت گریه کردی و وقتی اومدی بغل من اروم گرفتی من شکه شدم و خوشحال شکه از اینکه...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 21 تیرماه سال 1399 18:22
امروز رادین اولین د دد د خووشو گفت دیروزم واسه اولین بار چمپلو کرد منتهی به سمت عقب نه جلو
-
اولین نشستن رادین
پنجشنبه 19 تیرماه سال 1399 12:59
دیروز امتحان طرح درس بدو خدمت رو داشتم برای امروز که امتحانشو دادم مطالعه میکردم ، رادین جونمو گذاشتم توی کالسکه و و داشتم نگاهش میکردم دیدم کمرشو بلند کرد و نشست و اهن محافظ جلوی کالسکه رو با دستاش گرفت . خیلی خوشحال شدم ولی گفتم به کمرش فشار نیاره دوباره تکیه دادمش به کالسکه برای بار دوم همون حرکتو تکراد کرد و...
-
امتحانات پودمان
چهارشنبه 11 تیرماه سال 1399 00:24
این امتحانات تاثیر زیادی توی رتبه بندی و حقوق دارن واسه همین خیلی مهمن و من فقط بخاطر رادین وقت نمیکنم درستو حسابی بخونم الان میدونم همه رو میتونم پاس بشم اما مطمن نیستم بتونم با نمره خوب پاس شم زحمت درس حودندن تو بارداری کم بود زحمن با بچه پودمان پاس کردنم بهش رسید . این مرحله هم بره بعد زحمت رفتن به یه شهر دیگه...
-
چرخیدن
چهارشنبه 11 تیرماه سال 1399 00:21
الان یه هفته ای هست که رادین وقتی میره رو شکم شروع میکنه به چرخیدن اما هنوز نمیتونه سینه خیز بره دفه اولم برای اینکه برسه پیش عاطفه چرخید . حتی رو شکم رفتنشم برای دیدن عاطفه انجام داد . بعدا بزرگم شه مطمنم خیلی خاله عاطفه شو دوست داره