-
اولین درس های جدید برای زندگی متاهلی
سهشنبه 31 مردادماه سال 1396 13:06
عزیز دلم ببخشید من خیلی بی اطلاع بودم خیلی تک بعدی بین شده بودم ... تازه نزدیک بود اشتباه کنم و زود قضاوت کنم اون شب که با هم حرف زدیم و بقول معروف سنگامونو واکندیم خیلی از سوبرداشتایی که راجبت داشتمو متوجه شدم و ممنونم از اینکه باهام حرف زدی ممنون که قابل دونستی ک بهم گفتی که چه چیزایی رو دلت سنگینی میکرد فکر میکنم...
-
اولین سوتفاهم بعد از عقد
سهشنبه 31 مردادماه سال 1396 13:05
عصبانیم مسعود عصبانیم کرده دیشب رسیده دهدشت ساعت یازده به بهونه ی اینکه خسته است از من جدا میشه شب بهم طنگ میزنه میگه خیلی دوست داره اگه میگی تا آژانس بگیرم بیام پیشت منم ساده میگم نه بخواب استراحت کن و خودم تنها تو خونه مریم از صدای در و پنجره و ادما میترسم و علاوه بر در ورودی در اتاقم قفل میکنم که مبادا ... اونوقت...
-
پایان خرداد ماه 95
سهشنبه 31 مردادماه سال 1396 13:05
خرداد ماه تموم شد در طول خرداد دو تا امتحان داشتم و براشون تلاشمو کردم میشه گفت از خودم راضیم یه سفر به دهدشتم داشتم و اونجا تونستم روزایی کنار خواهرم باشم و همسرمو بدون هیچ نگرانی و استرسی ببینم یه سفر به گناوه رفتم اولین سفر همراه همسرم بود تو خرداد چندین فیلم هم دیدم جیمز باند و penny dreadful با اصرار مریم کانال...
-
نگرانی مریم عزیزمم
سهشنبه 31 مردادماه سال 1396 13:04
امروز برای دوست عزیزم که نگرانش بودم پیام دادم تمام سعیمو کردم که حرفامو جوری بگم که روش تاثیر داشته باشه و دینمو بهش ادا کنم به عنوان یه دوست باید حرفامو بهش میزدم و همینطور بعنوان دوست نباید انتظاری ازش داشته باشم من فقط میتونستم حرفامو بگم بدون هیچ تشرو عصبیتی خوشبحال خانواده امین که چینین پسر خوب و فهمیده ای دارن...
-
روز 5 فرودین 96
سهشنبه 31 مردادماه سال 1396 13:03
۹۶ شروع شده الان تو روز ۵ مش هستیم باید برای خودمون برنامه هایی بریزیم و سعی کنیم انجامشان بدیم شاید کامل از عهدشکن بر نیایم اما خب تا یه جاهایی میتونیم مثلا من خودم پارسال تصمیم گرفتم که قله دماوند رو فتح کنم ... نشد اما قله چین کلاغ و عیش بند و دارآباد و رفتم و کوهپیمایی هایی هم داشتم تصمیم داشتم زبانم رو بهتر کنم و...
-
29 اسفند 95 و امروز که به تاریخ وبلاگ پست رو میزارم
سهشنبه 31 مردادماه سال 1396 13:01
امروز ۲۹اسفند هستش و دو ساعتی هست که ازش جدا شدم اون وکلی خوراکی برامون اورد به همراه موبایلم .. بیشتر از اینا از اینکه اومد خونمون و صفا و محبتی ک کنار خانواده داشت خوشحالم کردی واقعا هیچ چیز مثل محبت نمیشه ... این متن جا مونده بود امروز دیدمش و گفتم بزارمش تو وبلاگ نکته جالبش اینه که اون موقع ما با هم عقد نبودیم و...
-
کارو
جمعه 12 خردادماه سال 1396 00:24
دنبال کتاب جدیدی بودم که خردادماه بخونم جدیدا یه سریال امریکایی دیدم به نام penny dreadful که یکی از شخصیت های فیلم عاشق شعر و شاعری بود و به من این فاز رو داد که برم و کتاب شعر دانلود کنم خیلی دلم لک زده برای اینکه یه کتاب رو تو دست بگیرم و برگه هاشو ورق بزنم و بخونم و میخوام از کتابای خواهرمم شده این حس رو به خودم...
-
فیسبوک
جمعه 12 خردادماه سال 1396 00:19
دو روزی هست که برای نمره میانترم درس نرم افزار مطمئن دارم تلاش میکنم اونم چه تلاشی میخوام وارد فیسبوک استادم بشم والان تونستم که وارد بشم رمز فیسبوک هاش اشتباه بود خب چاره این بود ک رمز رو عوض کنم که نیاز داشتم به جیمیل استادم مشکل این بود که جیمیل ش هم رمزش اشتباه بود البته خودش میگفت که درسته اما الکی میگفت محال بود...
-
قران
سهشنبه 2 خردادماه سال 1396 12:57
نذر کرده بودم که اگه 10 اردویبهشت عقد کردم قران رو کامل بخونم هم شد و 28 اردیبهشت همه رو خوندم به جز سوره سجده و تا این لحظه هم نخوندم الان بعد از نماز میخونم و سجده شو هم بجا میارم سه سوره دیگه از قران هم هست که سجده واجب دارن اما من نمی دونم کدوم بودن و بدون سجده خوندمشون امیدوارم خدای مهربون منو بخاطر فراموشی در...
-
به یادت ... 20 اردیبهشت
سهشنبه 26 اردیبهشتماه سال 1396 21:49
همین لحظه اولین آهنگ غم انگیز رو بعد از عقدم گوش دادم اشک پشت چشمام حلقه بست اما پایین نیومد به یاد تو آهنگ رو گوش دادم دل من توی آینه خودتو ببین چه زود به زود توی جوونی غصه اومد سراغت پیرت کنه نذار که تو اوج جوونی غبارغم بشینه رو دلت یهو پیرو زمین گیرت کنه منتظرش نباش دیگه او تنها نیست تا آخر عمرت اگه تنها باشی اون...
-
۳۷ یس
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1396 16:45
خب به ایه ۳۷ یس به دلیل شلوغی خونه نشد عمل کنم اما عهد کردم اگه ۱۰هم عقد کنم قران رو تا اخر ماه بخونم و الان جز ۱۴ هم رو باید شروع کنم امروز ۲۴ اردیبهشت هستش ایشالا که بتونم زودتر لز ۳۱ تمام کنم که خدا جونم ازم راضی باشه زیارت عاشورا رو هم از ۵ فروردین شروع ب خوندنش کردم و هنوز تمام نشده بود که من ازدواج کردم امام...
-
شبکه های کامپیوتری پیشرفته
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1396 16:45
شبکه های کامپیوتری پیشرفته فک کنم خود جوانمرد هم امادگی گرفتن ایت درسو نداشت چون تنها چند اسلاید انگلیسی براش داشت همین از خوششانی و لطف خدا یه دختر میاد تو گروه تاپ فرند که اکثریت فارغ التحصیل شدن میگه میخواد تو گروه درسی شبکه عضو بشه و من میرم تو پیجش و بهش میگم که منم این درسو دارم و روزای کلاسو بش میگم اون دانشجوی...
-
نرم افزار مطمن
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1396 16:45
نرم افزار مطمن این کتاب راجب اینه که چطور یه نرم افزار با اطمینات به کارش ادامه بده حتی اگه دچار خطا شد خب باید خطا رو تحمل کنه حالا با توجه به اینکه نرم افزار محیطش تک تسخه ای یا چند نسخ ای باشه یا دادهای چند گانه داشته باشه شرایطش تحمل هطاش فرق داره و هر شیوه تحمل خطا ویژگی و سبک خودشو داره و مهارت ۴ ۵ ۶ ۷ این شیوه...
-
ماهی یک کتاب
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1396 16:44
قول داده بودم که ماهی یک کتاب بخونم و امروز از اولین کتاب رو تموم کردم کتاب ثروتمند ترین مرد بابل که یک کتاب روانشناسی در مورد پول و ثروت و کثب و کار ... در عین حال که کتاب روایتهایی در گذشته داره اما کاملا امروزیه کتاب خیلی مفیدیه باید این کتاب رو در آینده بدم بچه م بخونه بابل (عربی: بابل، اکدی: Bābili، سومری:...
-
۳۷ یس
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1396 16:43
امروز ۲۹ فروردین هست و من ایه ۳۷ یس رو خوندم و انشالا که جواب میده و عهد کردم ک عقدم با خوشی بره جلو هر روز این ایه رو بخونم
-
۱۰ اردیبهشت
یکشنبه 24 اردیبهشتماه سال 1396 16:42
از بچه گیم این تاریخو خوب به یاد داشتم چون روز تو لو سعیده نجیمی بود که به روز عقد م تبدیل شد روزی که سالها در انتظارش بودم با اینکه برای این روز برنامه ریزی کردم اما همه چیز به طرز عجیبی برام استرس زا بود لحظات ارایشگاه و قبل عقد واقعا باورکردنی نبودن تودمم باورم نمیشد دارم ازدواج میکنم اما بلاخره س عقد جاری شد و من...
-
یادداشت های دومین گوشیم
چهارشنبه 2 فروردینماه سال 1396 21:07
داشتم با نسیم حرف میزدم نسیم بتازگی تو ی شرکت توزیع عسل کار میکنه شغل نسیم بازاریابیه خیلی امیدوار ب زندگی الان دیدی ک کارش بهش میده شدیدا بهش انگیزه برای زندگی قشنگ بهش میده Ttخوشحالم ک این نگرش رو داره و امیدوارم امیدش همیشگی باشه نسیم 21 سالشه و تجربه هاش دانستنیاش اگاهیاش نسبت ب من 25 ساله خیلی بیشتره ،چون هم...
-
کانال زنگ کتاب
دوشنبه 23 اسفندماه سال 1395 19:51
دیشب کتاب دیگری رو تموم کردم کتاب نامه های عاشقانه یک پیامبر نوشته جبران خلیل جبران ، همیشه دوست داشتم این کتاب رو بخونم هم از اسم نویسنده خوشم می اومد هم از اسم کتاب واقعا زیبا بود، خصوصا که تونستم به کمک کانال زنگ کتاب این کتاب رو هم رایگان و هم به سرعت بخونم ، درسته که خوندن یک کتاب و ورق زدن اون ارزش زیادی داره...
-
13 اسفند 95
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1395 18:07
امروز 27 سالم شد... صبح تو خونه مریم بیدار شدم ، مریم و حسین رو بوسیدم و شروع کردن به رسیدگی به خودم پنکک ، ریمل و رژ لب زدم ، در حد خیلی ملایم چون 9 روز از مرگ ننه میگذره و من خیلی براش ناراحتم اما امروز روز تولدمه ، روزیه که مال منه و من باید به خودم توجه کنم ، با حسین سر خیابون خونه مریم تاکسی دربس کردیم و رفتیم...
-
ننه ی عزیزم4/12/95
یکشنبه 22 اسفندماه سال 1395 17:13
صبح ساعت 10 بود مثل همه صبحای دیگه توی خونه بابام خوابیده بودم که با صدای وحشتناک جیغ مامانم چشمامو باز کردم... مامان خیلی جیغ میکشید در یک آن از جلوی چشمام رد شد که نکنه مامان زخمی شده نکنه با ع درگیر شده و افتاده زمین و زخمی شده داشتم از ترس میمردم ، میخ کوب شده بودم و نمی تونستم از جام بلند شم همش فکر میکردم که...
-
dark day
یکشنبه 19 دیماه سال 1395 13:46
پریشب ازخونه آجی برگشتیم .. خوش برگشتیم ... تو جاده لحضات قشنگی رو حس کردم دیشب تو خونه دسته جمعی رقصیدیم کردی ، لری ، عربی ... اونم دسته جمعی خیلی خیلی زیبا بود واسه اولین بار بود که میدم هر چهار تای ما مثل خیلی خیلی دورا که با هم چهار تایی نماز خوندیم دور هم جمع شدیم و یه کار و می کنیم ، خیلی قشنگ بود خیلی زیبا تر...
-
تدوام برنامه
جمعه 3 دیماه سال 1395 12:43
از صب گفتم رو تزم کار میکنم اما نشستم و گوشی ابجیمو چک کردم و الانم دارم موزیک انتخاب میکنم ...
-
خونه اجیم
جمعه 3 دیماه سال 1395 01:25
الان هشت روزه که اومدم خونه اجیم یه سری خرید کردیم که زندگی در اینجا رو بهتر کرده اما کندم و نمی تونم خوب رو تزم کار کنم
-
دکتری
سهشنبه 23 آذرماه سال 1395 11:24
الان برای اولین بار در کنکور دکترا ثبت نام کردم 55500 تومن هم هزینه داشت ، آزمون هم 14 اسفند برگزار میشه
-
موضوع پایان نامه
یکشنبه 14 آذرماه سال 1395 23:17
امروز صبح استاد بهم جواب داد و یه پرپوزال نمونه هم برام فرستاد و من با دیدن اون پروپوزال بر آن شدم که موضوع کاریمو عوض کنم امشب زنگ زدم با ایلیا حرف زدم خیلی خوشحالم چون بهم گفت که کمکم میکنه الان هم دو تا مقاله خوب که بنظرم حتمیه پیدا کردم که برای مقاله محوری استفاده کنم بالاخره بعد از دو سال تونستم بابیلون نصب کنم و...
-
تلاش در زندگی
یکشنبه 14 آذرماه سال 1395 11:35
امروز فیلم وارثان رو که سه چهار روز پیش شروع به دیدنش کردم رو کامل دیدم و خیلی چیزا ازش برداشت کردم، نقش اول زن یه دختر فقیر بود که داشت با مادرش زندگی میکرد. چیزی که خیلی برام جالبه اینه که اون دختر فقط به خودش در زندگیش توجه میکرد. اینکه چه هدفی داره از چی خوشش میاد و چه احساسی داره از همه چیز توی زندگیش مهمتر بود و...
-
15 شهریور
دوشنبه 12 مهرماه سال 1395 14:50
سخته دلتو بزنی به دریا و بگی بزار این دل هم پر بزنه با خودت میگی بزار یه بار هم که شده بهش گوش بدم دیگه این دلته که میکشدت نمیدونی کجا نمی دونی چطور فقط پر میزنه و تو میری بعد یه حس سرخوشی بهت دست میده ، مرزی رو برای خودت نمیزاری شروع میکنی به گفتن حرفای خودت، حرفای خود خودت و بعد اونم راحت میشه شروع میکنه باهات راحت...
-
پرید
یکشنبه 11 مهرماه سال 1395 19:35
یه عالمه نوشتمو نوشتم و مودم قط شد و همش پاک شد ... غمگینم .... منتظری الان داره برام نسکافه درست میکنه ... عصبیم
-
اسبابکشی
یکشنبه 11 مهرماه سال 1395 19:18
عزیزه بالاخره به هدفش رسید و با وامی که گرفته بود یه خونه کرایه کرد منم رفتم پیشش خونش ر
-
خونه ندا
یکشنبه 11 مهرماه سال 1395 19:06
من و عطا و زهرا خونه ندا دعوت بودیم .. ندا از خونشون گفت که عیدی برامون آورده و شیرینی ولی ماکه رفتیم از شیرینی خبری نبود... از اینکارا ندا زیاد میکنه... زهرا هم که هیچ ... اوضاعش خیلی خیطه الان دو ماه و ده روزه که از عروسیشون میگذره اما انگار نه انگار...